الا يا ايها الساقي ادر كاساً و ناولها كه عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشكلها
به بوي نافهاي كآخر صبا زان طره بگشايد ز تابجعد مشكينش چه خون افتاد در دلها
مرا در منزلجانان چه امن عيش چون هر دم جرس فرياد ميدارد كه بربنديد محملها
به مي سجاده رنگين كن گرت پير مغان گويد كه سالك بيخبر نبود ز راه و رسم منزلها
شب تاريك و بيم موج و گردابي چنين هايل كجا دانند حال ما سبكباران ساحلها
همه كارم ز خودكامي به بد نامي كشيد آخر نهان كي ماند آن رازي كز او سازند محفلها
حضوري گر هميخواهي از او غايب مشو حافظ متي ما تلق من تهوي دع الدنيا و اهملها
معنی معمولی بیت اول به فارسی می شه :
ای ساقی جام و کاسه ی من را پر از شراب کن زیرا که از فشار عشق به تنگ امده ام
و اما برداشت من از این بیت :
نمی دونم تا حالا میخانه دیدید یا نه؟ در میخانه کسانی که طالب شراب هستند گرداگرد یکدیگر می نشینند ، ساقی از یک نفر شروع می کنه و یکی جامها و ظروف افراد را پر می کند و در این مدت کسانی که در ابتدای شراب را سر کشیده اند در خماری به سر می برند.به نظر من حافظ در این بیت پیشنهاد می کنه که برای اینکه در زندگی به مرحله ی خماری نرسیم خودمون رو به یک ساقی سریع السیر وصل کنیم که نذاره خمار بشیم. اما در مورد ((مشکلها)) حافظ می گه غر غر نکن !! بشین و با یه راه حل منطقی مشکلتو حل کن و در واقع قبول مشکل کن.!!!!
در پناه ایزد باشید!!!!!!!!.....
پی نوشت : پذیرای هر گونه برداشت از این بیت و ابیات دیگر این غزل هستم (چه پر رو!!)
2
نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 22:1  توسط علیرضا
|