من عاشقم یا مالک ؟
او معشوقه یا مملوک؟
چرا باید مال خودم باشه ؟
مگه اونم مثل من یک انسان ازاد نیست ؟
چرا می خوام تصاحبش کنم ؟
چرا فرق عشق و ملک رو به من یاد ندادند ؟
چرا من عوض نشم ؟
ابو سعید ابوالخیر گفت :تصوف دو چیز است ، یکسان زیستن و یکسو نگریستن.
و گفت این تصوف عزتیست در دل ، و توانگریست در درویشی ، و خداوندیست در بندگی ، سیری است در گرسنگی ، و پوشدگی است در برهنگی ،و ازادیست در بندگی ،و زندگانی است در مرگ ، و شیرینی است در تلخی.
و در میان مشایخ این طایفه ، اصلی بزرگ است که این طایفه همه یکی باشند و یکی همه-میان جمله صوفیان عالم هیچ مضادت و مباینت و خود دوی در نباشد.چون از راه معنی در نگری ،چون همه یکی اند ، همه دستها یکی بود و همه ی نظرها یکی بود.
به نقل از اسرار التوحید فی مقامات شیخ ابی سعید با تلخیص
جامی ست که عقل ، افرین می زندش ........................ صد بوسه ز مهر ، بر جبین می زندش
این کوزه گر دهر چنین جام لطیف .................... می سازد و باز ، بر زمین می زندش