آخرین نامه ارنستو چگوارا
به جان جوشم که جویای تو باشم
خسی بر موج دریای تو باشم
تمام ارزوهای منی کاش
یکی از ارزوهای تو باشم
2
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 3:44  توسط علیرضا
|
سلام
سلام به همۀ اونهایی که دوستشون داریم و نمیدونند
سلام به همۀ اونهایی که دوستمون دارند و نمیدونیم
سلام به همۀ اونهایی که میدونند دوستشون داریم
سلام به همۀ اونهایی که میدونیم دوستمون دارند
سلام به همۀ اونهایی که یه روز اشتباهی دوستشون داشتیم
سلام به همۀ اونهایی که هنوز اشتباهی دوستمون دارند
سلام به همۀ اونهایی که نشد پا به دنیای ما بذارند، و اگر میشد، چقدر دوستشون داشتیم
سلام به همۀ اونهایی که قسمت نبود پا به دنیاشون بذاریم و اگر میشد، شاید خیلی دوستمون میداشتند
سلام به همۀ اونهایی که دوستمونند
سلام به همۀ اونهایی که شاید دوستمون باشند
سلام به همۀ اونهایی که شاید یه روز دوستمون بشن
سلام دوست من
(برگرفته از یک شعر در وبگاه سیب تلخ)
پی نوشت : وقتی اینو توی یکی از وبلاگها دیدم نتونستم جلوی خودمو نگه دارم ، واقعن زیبا گفته !
عید فطر بر همه مبارک !!!!
در پناه ایزد باشید !!!!!!!!
2
نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 23:38  توسط علیرضا
|
علم و عمل ، قلب حروف ، انقلاب معنا و ایجاد تابع به روش شیخ اجل
دو کس رنج بیهوده بردند و سعی بی فایده کردند : یکی انکه اندوخت و نخورد و دیگری انکه اموخت و نکرد
علم چندان که بیشتر خوانی ..................... چون عمل در تو نیست نادانی
نه محقق بود نه دانشمند ........................ چار پایی بر او کتابی چند
ان تهی مغز را چه علم و خبر ................... که برو هیزمست یا دفتر
گلستان سعدی
پی نوشت : یادمه بچه که بودم یه کارتونی میداد به اسم "دو قلوهای افسانه
ای" !!! خیلی دوست داشتم این کارتونو !! مخصوصن وقتی می رفتن توی قصرها و
اون خادم با یه میله ی بلند میزد توی طبل ، البته بل که نبود ، یه صففحه ی
بزرگ و فلزی بود که صدای وحشتناکی داشت ! یه صدای جالب و توو مخی داشت !
فرض کنید توی ناقوس کلیسا هستید ، یهو بزنه روی ناقوس !!! یه همچین صدایی
میداد !!! الان چند روزه اول این حکایت گلستان میاد توی ذهنم بعدشم انگار
اون خادم با پتکش میزنه روی سرمو صدای وحشتناک طبلش می شنفم !! بلا به دور
!!!!
در پناه ایزد باشید !!!!!!.........
2
نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 23:25  توسط علیرضا
|