تبليغاتX
هنر الفبا
شب قدر
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند ................ واندر ان ظلمت شب اب حیاتم دادند

بیخود از شعشعه ی پرتو ذاتم کردند .................. باده از جام تجلی صفاتم دادند

چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی .......... ان شب قدر که این تازه براتم دادند


این حضرت حافظ هم بعضی وقتا خوب بلده ادمو فضایی کنه !

میگن از از هزار ماه بهتره (خیر من الف شهر)

شایعه ست که یکی از این 3 شبه !

التماس دارم به شدت

در پناه ایزد باشید !!!!!!!!!!!


پی نوشت : ادامه ی غزل خیلی خیلی قشنگ بالا رو اگر در دیوان پیدا کنید و بخونید خالی از لطف نیست



2 نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 22:42  توسط علیرضا  | 

هذیون
امروز تب کردم ، می خوام یکم هذیون بگم !!!

دوستان اماده اید ؟؟ let's go

1- عشق

وای که چه حالی می کنم وقتی بغلم می کنه !!! انگار دنیا رو بهم می دن وقتی اینجوری بغلم می کنه !!! ولی بوس کردناشو دوست ندارم ، توش عشق نیست . دلم می خواد خودم بوسش کنم. البته شاید توی بغل کردنم فقط منم که عشقو به اشتراک می ذارم ! یعنی عشق خودم اینقدر قویه ؟؟

2-نفرت :

شد من یه جایی باشم و تو نباشی ؟ بابا چی از جونم می خوای ؟ بی خیال شو ما رو جون مادرت !!!!

3-لذت:

بزرگترین لذتم دونستنه ! وای خدا ، فکر کن من بدونم و تو ندونی که من می دونم !! و البته وای به روزی که که من بدونم و خیال کنم تو نمی دونی که من می دونم !!!
تدبر کردن هم که دیگه جای خودشو داره . و وقتی با تلفیق تدبر می کنی دوست داری از شدت لذت خود کشی کنی ( من هنوز ارگا.س.م رو تجربه نکردم ولی  به نظر نمیاد که حتا نصف لذت چیزایی رو که اینجا نوشتم داشته باشه)

4-دشمن :

همین الان فهمید تنها نقطه ضعفش چیه ! قدرتش ! پایه های قدرتش ! چون مال خودش نیستند همیشه ضعیفند ! متزلزلند ! کافیه بری سمته یکیشون تا ببینی چه جوری چار سوتون بدنش می لرزه ! دوستاش ، چیزایی که می دونه و .......

5-ضعف :

چیزایی که دل بستگی میارن ضعف اند ! عشق ، نفرت ، پول و ........
ضعفهای منم همش توی این جور چیزاست . قدرتم ضعفم نیست ، چون پایه ش منم ، تلفیق منم ، خلاقیت منم ، توان منم ، اندیشه منم ، عشق بی منت منم !
تیر منم ، کمان منم ، پیر منم ، جوان منم...............مولانا

6-غریزه :

اگه از بچگی یادم می دادن که زیاد نخوابم الان همه ی غریزه هام دست خودم بود ! تا حالا شده لذت گسنه نشدن رو بچشی ؟ من چشیدم ! نمی دونی چه حالی میده وقتی هیچ وقت خدا احساس گرسنگی سراغت نمیاد ! برای همین هم روزه گرفتن اسون ترین عبادت واسم ! (کنترل غریزه ی جنسی از این هم لذت بخش تره ولی اینجا جاش نیست که دربارش بنویسم)
هدایت خشم رو هم بد انجام نمی دم (انرژی خشم ،برای من، اونقدر زیاده که قابل مهار کردن نیست ولی میشه به سمت موارد دلخواه تغییر مسیرش داد)والکاظمین الغیظ والعافین عن الناس والله یحب المحسنین(و کسانی که خشم خود را فرو می برند و از گناه مردم در می گذرند و خداوند دوست می دارد نیکو کاران را).....ال عمران 132
ولی خدا روزی رو نیاره که خوابم بیاد ، ابر و باد و مه خورشید و فلک جلودارم نیست.عین یه حیوون میشم ، تا جایی که بتونم خودمو کنترل می کنم فقط با نقطه ضعفهام بازی نکن لطفن !!



به نظر می رسه تبم داره میاد پایین ، تا دفعه ی بعد بدرود !

پی نوشت ها :
1-خیلی ها هستند که از بعضی تیکه ها خبر دارند ولی هیچکس همهشو یه جا نمی دونه !

2-این بیت از حافظ رو از اولین روزی که دیوان رو باز کردم خیلی باهاش حال کردم

سخن گفتی و در سفتی،بیا و خوش بخوان حافظ
که بر نظم تو افشاند فلک عقد ثریا را


در پناه ایزد باشید !!!!!!!!!......


2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 13:29  توسط علیرضا  |